.واحد عمومی

آقا

هفت‌سنگ

دکتر دل

مشرق

یاران جوان آقاموسی

استاد فرشچيان

شانا

اقتصاد پنهان

آوینی

کادر

مهر

خبرآنلاین

مدیانیوز

پارسینه

نت برگ

شرق

نامه

شعبانعلی

تخفیفان

دوربین.نت

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

شیرینی خانگی ستاره

دیجی‌کالا

ارانیکو

یک پزشک

کافه کتاب

فرهنگ و ارتباطات

نمایندگی مجاز

فوتبال

کتاب‌خانه شیعه

امروز چی می‌خونه؟

داستان

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

گوریل فهیم

بابای باران و تابان

اکبر

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سپیدار

سعید با خودش

مهدی طناز

جستار

از هیچ کجا

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

گاوخونی

تخته سیاه

ناسور

به این ترتیب

شمرشناسی

پلخمون

یادداشت های شبانه

نشانی

ساده دل

حاج خلیل

عبید شاکی

شگفت بچه

صعب روزي

مداد سیاه

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

تبعیدی خودخواسته

اون و خودش

روستای فطرت‌آباد

تاکسی‌نوشت

بی‌سایه‌بان

ژانرشناسی

 

.....................●●...

 واحد خواهران

ماه عاشق

قمار عشق

ليلي

اتوپيا

دخترم ستاره

هوای خنک استغنا

پاگرد

سوگلی

سازدهنی

صدای بال پروانه

سارایی عمو

خاتون

شکر و طوطیان هند

هديل

دل نوشته‌ها

حرمت چشمان

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

ورود ممنوع

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

مکث

قدغن

مسطتاب زندگی

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? کار در دو جا و حقوق از یک جا ....

هم فرمانده نیروی هوایی بود،هم وزیر دفاع.سر ماه از دوجا برایش فیش حقوقی می‌آمد. حقوق وزارت‌خانه را پس داد.

گفتم:«چرا جواد؟مگر روی گنج نشسته‌ایم که حقوقت را پس می‌فرستی».

گفت:«مگر از ارتش حقوق نمی‌گیرم»؟

گفتم:«جواد! تو داری دو جا کار می‌کنی»

گفت: من نظامی هستم. از ارتش هم دارم حقوق می‌گیرم.کافی نیست؟»

***

نقل از همسر شهید جواد فکوری


 
۱۳۸٩/۱٠/٢٤ :: ٦:٥۸ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

شاخه گل ()
 

 

 

 

 

    ? لذت‌های کوچک زندگی...

ساده‌اش می‌شود لذت‌های کوچک زندگی...

 

 


 
۱۳۸٩/۱٠/۸ :: ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

شاخه گل ()
 

 

 

 

 

    ? طلا و مس...

بعضی عکس‌ها ذهن را دنبال خودش می‌کشاند. مثل این عکس:

اگر مخاطب فوتبالی نباشد و نشناسد، شاید نفهمد که اینان بازیکنان مطرح تیم محبوب پرسپولیس هستند که ناهار خانه‌ی سرمربی تیم دعوتند به بهانه تولد دختر سرمربی.

لحظه به این فکر کنید که هرکدام اینان با کدام مدارک تحصیلی و شاخص‌های تشخص اجتماعی، ماشین‌هایی زیر پاشان هست که وقتی مهدی فنونی‌زاده- از فوتبالیست‌های سوخته‌ی سابق- با پرایدی که به سختی در آن جا می‌شد به پارکینگ محل تمرین‌ یکی از این تیم‌ها رفت به کنایه گفت: "ماشین را ببرید سر کوچه ول کنید اینجا باشد وسط این ماشین‌ها،جلبش می‌کنند..."

دیگر فوتبال کردن صرفا برای سلامتی ورزشکار نیست. وسیله‌ای است برای منت گذاشتن سر من تماشاچی و هوادار که ما برای شما زحمت می‌کشیم و بازی می‌کنیم. وسیله‌ای است برای دلالی‌های میلیاردی... شما خود بهتر می‌دانید.

حوصله کلمات را نباید سر برد. شاید تمام دنیا همین طور باشد... اینجا که این‌طور است.


 
۱۳۸٩/۱٠/٤ :: ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

شاخه گل ()