.واحد عمومی

آقا

هفت‌سنگ

دکتر دل

مشرق

یاران جوان آقاموسی

استاد فرشچيان

شانا

اقتصاد پنهان

آوینی

کادر

مهر

خبرآنلاین

مدیانیوز

پارسینه

نت برگ

شرق

نامه

شعبانعلی

تخفیفان

دوربین.نت

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

شیرینی خانگی ستاره

دیجی‌کالا

ارانیکو

یک پزشک

کافه کتاب

فرهنگ و ارتباطات

نمایندگی مجاز

فوتبال

کتاب‌خانه شیعه

امروز چی می‌خونه؟

داستان

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

گوریل فهیم

بابای باران و تابان

اکبر

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سپیدار

سعید با خودش

مهدی طناز

جستار

از هیچ کجا

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

گاوخونی

تخته سیاه

ناسور

به این ترتیب

شمرشناسی

پلخمون

یادداشت های شبانه

نشانی

ساده دل

حاج خلیل

عبید شاکی

شگفت بچه

صعب روزي

مداد سیاه

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

تبعیدی خودخواسته

اون و خودش

روستای فطرت‌آباد

تاکسی‌نوشت

بی‌سایه‌بان

ژانرشناسی

 

.....................●●...

 واحد خواهران

ماه عاشق

قمار عشق

ليلي

اتوپيا

دخترم ستاره

هوای خنک استغنا

پاگرد

سوگلی

سازدهنی

صدای بال پروانه

سارایی عمو

خاتون

شکر و طوطیان هند

هديل

دل نوشته‌ها

حرمت چشمان

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

ورود ممنوع

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

مکث

قدغن

مسطتاب زندگی

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? برای ستاره مادر ستاره...

به نماز اول وقت حرم نرسیدیم. باران می‌آمد. صحن‌هایی را که صف نماز برقرار بود را بسته بودند. رقتیم در یکی از حجره‌های صحن قدس ایستادیم. چشم‌هایت یادی از گذشته کرد و گوشه‌ای را نشان دادی که خاطره‌ای خاص داشتی... از خوابی خوب برایم تعریف کردی. نگاهم به گنبد طلایی بود و گوشم با حرف‌هایت. خوابت آن قدر خوب بود که دلم قرص و محکم شد. هدیه داده بودند. هدیه‌ای که اول بهمن تجلی یافت. حالا علاوه بر دل‌هایمان، نگاه‌هایمان، همدیگر را خواستنمان، دارای یک اشتراک وجودی هستیم. نقطه پیوندی که محبت را در دلم صدها برابر کرده و ثانیه شماری می‌کنم لحظه‌هایی که دور هستم سریع‌تر بگذرد.
این روزها، موعد تجربه کردن حس‌های جدید و تازه است. که بسیاری‌اش را مدیون توام بانوی مهر و ماه! برقرار باشی و پایدار.
روزهای زیادی پیش رو داریم که در آن ستاره باران است. مادر ستاره و دختر ستاره. دلم پر ستاره. کنار و همراه تمام دغدغه‌ها، دل‌شوره‌ها و نگرانی‌ها و امیدهایت هستم.
دعا کن مادر تازه، که خدا دعایت را دوست دارد. دعا کن همه‌مان آخر و عاقبت به‌خیر شویم و دل‌هایمان آرام بگیرد.   


 
۱۳٩٠/۱۱/٢٦ :: ٤:٤۱ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

شاخه گل ()
 

 

 

 

 

    ? سلام ستاره‌ام. خوش آمدی بابا...

وقتی در آغوشت می‌گیرم و سر کوچولویت را روی شانه‌هایم می‌گذاری، سبک می‌شوم. انگاری اصلا در قید و بند این دنیا نیستم. بابایی در آغوشت که می‌گیرم همه غصه‌ها و نگرانی‌هایم می‌رود جایی دور. با هم یکی می‌شویم و حظ می‌کنم. دلم می‌شود اندازه دل کوچکت.
ستاره بانو!
چقدر با هم حرف داریم. بابا باید کلی حدیث مظلومی و  روایت تشنگی را برایت بگویم. باید یادت دهم که جز زیبایی ندیدن یعنی چه؟
دخترم!
خوش آمدی به این دنیا. دنیایی که ما ساخته‌ایم. ببخش بابا که بعضی چیزها سر جای خودش نیست.
ستاره جانم!
از حالا به بعد که دوستی‌مان شروع شده تا هر کجا، حتی آن دور دورها، تمام قد، همراه و پشتت ایستاده‌ام که مبادا دلت بلرزد یا بگیرد. بابایی، آغوشم همیشه برایت گشوده است.
زیر لب برایت "الله حافظ والکافی الوحده" می‌خوانم. ما هرچه داریم از توسل و توجه آقا امام رضا است.
خدایا شکرت که لایقم دانستی...

 


 
۱۳٩٠/۱۱/٧ :: ۸:٥۸ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

شاخه گل ()