.واحد عمومی

آقا

هفت‌سنگ

دکتر دل

مشرق

یاران جوان آقاموسی

استاد فرشچيان

شانا

اقتصاد پنهان

آوینی

کادر

مهر

خبرآنلاین

مدیانیوز

پارسینه

نت برگ

شرق

نامه

شعبانعلی

تخفیفان

دوربین.نت

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

شیرینی خانگی ستاره

دیجی‌کالا

ارانیکو

یک پزشک

کافه کتاب

فرهنگ و ارتباطات

نمایندگی مجاز

فوتبال

کتاب‌خانه شیعه

امروز چی می‌خونه؟

داستان

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

گوریل فهیم

بابای باران و تابان

اکبر

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سپیدار

سعید با خودش

مهدی طناز

جستار

از هیچ کجا

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

گاوخونی

تخته سیاه

ناسور

به این ترتیب

شمرشناسی

پلخمون

یادداشت های شبانه

نشانی

ساده دل

حاج خلیل

عبید شاکی

شگفت بچه

صعب روزي

مداد سیاه

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

تبعیدی خودخواسته

اون و خودش

روستای فطرت‌آباد

تاکسی‌نوشت

بی‌سایه‌بان

ژانرشناسی

 

.....................●●...

 واحد خواهران

ماه عاشق

قمار عشق

ليلي

اتوپيا

دخترم ستاره

هوای خنک استغنا

پاگرد

سوگلی

سازدهنی

صدای بال پروانه

سارایی عمو

خاتون

شکر و طوطیان هند

هديل

دل نوشته‌ها

حرمت چشمان

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

ورود ممنوع

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

مکث

قدغن

مسطتاب زندگی

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? نازنین امام...

چادر سفید به سر کرده و رویت را آن‌طور که دوست دارم گرفته بودی. باد می‌آمد. اما با مهارت چادر را جمع و جور می‌کردی. آرام گفتم:«چه دنیایی دارید شما حرفه‌ای‌های چادری!» چشمهایت را گرد کردی و به گونه‌ای خاص و منحصر به خودت نگاه کردی و تا آمدی چیزی بگویی، پیش‌دستی کردم و گفتم:«این عالیه...!» خندیدی. حظ کردم. با لحن خاص گفتی: «ای کاش الان حرم امام‌رضا بودیم...»

در یک لحظه هردومان چشم‌هایمان را بستیم. اول خیابان تهران... فلکه‌ی آب... دلت... دلم... حرمش...گنبدطلاش...  لحظه‌ای دیگر، شبستان مسجد گوهرشاد...صحن مسجد گوهرشاد... ضریح آقا... زائرهای زیارت‌نامه به دست... ضریح آقا... آقاجان... نازنین امام... یا امام رضا... یا امام رضا...


 
۱۳۸٧/۸/۱٩ :: ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

شاخه گل ()