.واحد عمومی

آقا

هفت‌سنگ

دکتر دل

مشرق

یاران جوان آقاموسی

استاد فرشچيان

شانا

اقتصاد پنهان

آوینی

کادر

مهر

خبرآنلاین

مدیانیوز

پارسینه

نت برگ

شرق

نامه

شعبانعلی

تخفیفان

دوربین.نت

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

شیرینی خانگی ستاره

دیجی‌کالا

ارانیکو

یک پزشک

کافه کتاب

فرهنگ و ارتباطات

نمایندگی مجاز

فوتبال

کتاب‌خانه شیعه

امروز چی می‌خونه؟

داستان

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

گوریل فهیم

بابای باران و تابان

اکبر

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سپیدار

سعید با خودش

مهدی طناز

جستار

از هیچ کجا

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

گاوخونی

تخته سیاه

ناسور

به این ترتیب

شمرشناسی

پلخمون

یادداشت های شبانه

نشانی

ساده دل

حاج خلیل

عبید شاکی

شگفت بچه

صعب روزي

مداد سیاه

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

تبعیدی خودخواسته

اون و خودش

روستای فطرت‌آباد

تاکسی‌نوشت

بی‌سایه‌بان

ژانرشناسی

 

.....................●●...

 واحد خواهران

ماه عاشق

قمار عشق

ليلي

اتوپيا

دخترم ستاره

هوای خنک استغنا

پاگرد

سوگلی

سازدهنی

صدای بال پروانه

سارایی عمو

خاتون

شکر و طوطیان هند

هديل

دل نوشته‌ها

حرمت چشمان

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

ورود ممنوع

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

مکث

قدغن

مسطتاب زندگی

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? آدم و امیر...

حداقل تا به حال بیشتر از صد مرتبه جلوی آئینه ایستاده‌ام و بلند بلند با خودم فریاد کشیدم: آدم! آدم! بعدش هم تو چشم‌های خودم تو آئینه خیره شدم و پشت سر هم گفتم امیر! امیر! آن قدر که حروف نامم ترکیب‌شان را در ذهنم از دست می‌دادند و تبدیل می‌شدند به حروف مجزای ا.م.ی.ر...
تجربه‌ام زیادتر شده چون سنم بالاتر رفته و روابط اجتماعی‌ام گسترده‌تر. اتفاقی که با گذشت زمان برای همه اتفاق می‌افتد. حالا دیگر یاد گرفته‌ام جاهایی فقط بخندم. بعضی جاها بی‌تفاوت باشم. مواقعی هم بر خلاف نظرم عکس العملی نشان بدهم که مقطعی است و گذرا. 

پ.ن: 
همراهی با همراه و نازنین یاری را به جشن نشسته‌ام. خدا خیرش دهد که پایه است برای دیوانه‌بازی‌های جنس ما. اگر این روزمره‌گی‌های زندگی بگذارد. دعایمان کنید.
نایب الزیاره‌ایم. دلمان را فرستاده‌ایم کنار ضریح. کنار گنبد. گوشه دارالزهد. کنار مزار پاک آقای مجتهدی. می‌روم گزارش کار بدم. می‌روم تشکر کنم و پابوسی.
دلتان را بدهید ببریم. بذاریم آن‌جا. خودتان بروید بیاوریدش. بگذارید کمی آرام بگیرد.

 


 
۱۳۸۸/۸/۱٢ :: ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ بوقت چشم‌هایش...

شاخه گل ()