.واحد عمومی

آقا

هفت‌سنگ

دکتر دل

مشرق

یاران جوان آقاموسی

استاد فرشچيان

شانا

اقتصاد پنهان

آوینی

کادر

مهر

خبرآنلاین

مدیانیوز

پارسینه

نت برگ

شرق

نامه

شعبانعلی

تخفیفان

دوربین.نت

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

شیرینی خانگی ستاره

دیجی‌کالا

ارانیکو

یک پزشک

کافه کتاب

فرهنگ و ارتباطات

نمایندگی مجاز

فوتبال

کتاب‌خانه شیعه

امروز چی می‌خونه؟

داستان

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

گوریل فهیم

بابای باران و تابان

اکبر

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سپیدار

سعید با خودش

مهدی طناز

جستار

از هیچ کجا

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

گاوخونی

تخته سیاه

ناسور

به این ترتیب

شمرشناسی

پلخمون

یادداشت های شبانه

نشانی

ساده دل

حاج خلیل

عبید شاکی

شگفت بچه

صعب روزي

مداد سیاه

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

تبعیدی خودخواسته

اون و خودش

روستای فطرت‌آباد

تاکسی‌نوشت

بی‌سایه‌بان

ژانرشناسی

 

.....................●●...

 واحد خواهران

ماه عاشق

قمار عشق

ليلي

اتوپيا

دخترم ستاره

هوای خنک استغنا

پاگرد

سوگلی

سازدهنی

صدای بال پروانه

سارایی عمو

خاتون

شکر و طوطیان هند

هديل

دل نوشته‌ها

حرمت چشمان

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

ورود ممنوع

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

مکث

قدغن

مسطتاب زندگی

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? قفل...

از صبح تمام كلمه‌ها قفل شده‌اند. چيزهايي آمد. خواستم بنويسم، ديدم سوء تفاهم درست می‌شود.ننوشتم. داستاني كه ماه‌ها در ذهنم بود را دی‌شب نوشتم. اما امروز دست به هر كاري زدم نيمه‌تمام ماند. ترانه هم افاقه نكرد. پنجره را باز كردم. نشد. اهل خانه هم امروز بی‌حوصله‌اند. شايد ويروسي باشد. نمی‌دانم. يكي بيايد برويم امام‌زاده شمع روشن كنيم. بلكم افاقه كند و حالمان خوش شود.اين شب‌ها را دوست ندارم. زايشي در آن‌ها نيست. ركود است و نفس‌تنگي. همسايه‌ي روبه‌رويي دارد ديوارهاي خانه‌اش را آب می‌گيرد تا خنك شود. كاش آب را به طرف پنجره‌ي ما هم می‌گرفت تا من هم خيس شوم. بعد هم سرما بخورم و تب كنم. بعد بنشينم و هذيان بنويسم. هذيان كه قاعده ندارد.

آهاي! تو كه نزديك خونتون يه رودخونه و چندتا درخت و يه دشت پر از گل هست... دلم برات تنگ شده!


 
۱۳۸٦/۳/۱٧ :: ٦:٢٩ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

شاخه گل ()