.واحد عمومی

آقا

هفت‌سنگ

دکتر دل

مشرق

یاران جوان آقاموسی

استاد فرشچيان

شانا

اقتصاد پنهان

آوینی

کادر

مهر

خبرآنلاین

مدیانیوز

پارسینه

نت برگ

شرق

نامه

شعبانعلی

تخفیفان

دوربین.نت

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

شیرینی خانگی ستاره

دیجی‌کالا

ارانیکو

یک پزشک

کافه کتاب

فرهنگ و ارتباطات

نمایندگی مجاز

فوتبال

کتاب‌خانه شیعه

امروز چی می‌خونه؟

داستان

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

گوریل فهیم

بابای باران و تابان

اکبر

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سپیدار

سعید با خودش

مهدی طناز

جستار

از هیچ کجا

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

گاوخونی

تخته سیاه

ناسور

به این ترتیب

شمرشناسی

پلخمون

یادداشت های شبانه

نشانی

ساده دل

حاج خلیل

عبید شاکی

شگفت بچه

صعب روزي

مداد سیاه

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

تبعیدی خودخواسته

اون و خودش

روستای فطرت‌آباد

تاکسی‌نوشت

بی‌سایه‌بان

ژانرشناسی

 

.....................●●...

 واحد خواهران

ماه عاشق

قمار عشق

ليلي

اتوپيا

دخترم ستاره

هوای خنک استغنا

پاگرد

سوگلی

سازدهنی

صدای بال پروانه

سارایی عمو

خاتون

شکر و طوطیان هند

هديل

دل نوشته‌ها

حرمت چشمان

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

ورود ممنوع

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

مکث

قدغن

مسطتاب زندگی

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? کوچه‌باغ...

وقتي اسمت مثل اسم بهار باشد و نگاهت رنگ عسل. آن وقت چه فقير و حقير می‌شوند كساني كه جاي ديگر به دنبال رد و نشانت می‌گردند. شايد من خوش‌شانسم كه غروب‌ها از كوچه باغي می‌گذرم كه رد نگاهت در آن جاريست و حس می‌كنم بودنت را. می‌گذرم از تمام ترانه‌ها. و ياد شكوفه‌هاي قشنگ آلبالو می‌افتم و شيطنت‌هاي خيالی‌ات و دست كشيدن روي جوانه‌هاي گندم.
مرشد ضرب می‌گيرد و ماشاالله می‌گويد و زنگ می‌زند. می‌چرخم و می‌چرخم. يا علي. بارك الله پسر. دنيا پيش نظرم می‌آيد، كوچه باغ و ترانه، وعده‌هاي روزانه. كوه و دشتي سبز كه انتهايش دريايي است كه بايد سلام داد به او. السلام عليك يا دريا‌.
چارچوب را براي آناني گذاشته‌اند كه حد نمی‌شناسند. وگرنه آزادي در وجود و نگاه آرامت است. يقين هديه‌اي است كه آن نازنين داده است. قدرش می‌دانم و دست مرشد را می‌بوسم.
به آن لحظه‌ي بی‌دغدغه و با آرامش فكر می‌كنم...

 


 
۱۳۸٦/٥/٢٩ :: ۱:٢٢ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

شاخه گل ()