.واحد عمومی

آقا

هفت‌سنگ

دکتر دل

مشرق

یاران جوان آقاموسی

استاد فرشچيان

شانا

اقتصاد پنهان

آوینی

کادر

مهر

خبرآنلاین

مدیانیوز

پارسینه

نت برگ

شرق

نامه

شعبانعلی

تخفیفان

دوربین.نت

 

.....................●●...

 واحد تخصصی

شیرینی خانگی ستاره

دیجی‌کالا

ارانیکو

یک پزشک

کافه کتاب

فرهنگ و ارتباطات

نمایندگی مجاز

فوتبال

کتاب‌خانه شیعه

امروز چی می‌خونه؟

داستان

.....................●●...

 واحد برادران

سیاه مشق

... و غیره

صندلی دو نفره

گوریل فهیم

بابای باران و تابان

اکبر

کلاش دیجیتالی

نگاه مشرقی

سپیدار

سعید با خودش

مهدی طناز

جستار

از هیچ کجا

گرگ بیابان

ع‌ش‌ق

کرگدن

گاوخونی

تخته سیاه

ناسور

به این ترتیب

شمرشناسی

پلخمون

یادداشت های شبانه

نشانی

ساده دل

حاج خلیل

عبید شاکی

شگفت بچه

صعب روزي

مداد سیاه

سبد

blueland

سيم آخر

اتاق 203

روح تکانی

چشم‌هايش

سیاوشون

آرمین

پسرک

خلوت انس

واران

تبعیدی خودخواسته

اون و خودش

روستای فطرت‌آباد

تاکسی‌نوشت

بی‌سایه‌بان

ژانرشناسی

 

.....................●●...

 واحد خواهران

ماه عاشق

قمار عشق

ليلي

اتوپيا

دخترم ستاره

هوای خنک استغنا

پاگرد

سوگلی

سازدهنی

صدای بال پروانه

سارایی عمو

خاتون

شکر و طوطیان هند

هديل

دل نوشته‌ها

حرمت چشمان

گلاره و نارنج طلا

تسنیم

ورود ممنوع

بام راحل

لیلای لیلی

قاریناز

مکث

قدغن

مسطتاب زندگی

.....................●●...

پرشین بلاگ

...........................

 

 

    ? سلام دريا...

خستگی‌ها را جمع كرده و با خودم برده بودم ساحل. كنار دريا. آتش كوچكي روشن و كنارش نشسته بوديم. تنها صداي موج می‌آمد و سوختن هيزم‌هاي كوچك كه بعضی‌هاشان تر بودند. فارغ بودم از خيلي از چالش‌ها و كم و زياد بودن‌ها....
شكرگذار سلامتي و نظاره‌گر بزرگي و آرامش دريا. سكوت....
آرام بودي و محو تماشا. نسيمي آمد. ايستادي. رو به سمت خراسان كردي. دست راستت را روي سينه‌ات گذاشتي و با لحني دوست‌داشتني گفتي:«السلام عليك يا امام‌ الرئوف». حظ كردم كه چگونه عظمت اقيانوس را به رخ دريا كشيدي. ايستادم. دست راستم را روي سينه‌ام گذاشتم. سلام دادم. دريا هم همنوا شد.دريا هم سلام داد.


 
۱۳۸٦/۱۱/۱٠ :: ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ بوقت چشم‌هایش...

شاخه گل ()