آسمان خجالت نکشیدی...؟

"زمانی که در بیابان‌ها ساکن بودم، هنگام توسل کلمه شریفه (یاحسین) را با انگشت روی خاک می‌نوشتم و آنقدر می‌گریستم تا این‌که کلمه یا حسین که بر روی خاک نوشته بودم تبدیل به گل می‌شد و محو می‌گشت، مجدداً آن نام مقدس را روی گلها می‌نوشتم و به حدی گریه می‌کردم که بی‌تاب گشته و از هوش می‌رفتم.
یک روز عاشورا که در بیابان بودم بسیار منقلب گشتم در این هنگام خطاب به آسمان کرده و گفتم؛
آسمان خجالت نکشیدی ناظر کشته شدن حضرت اباعبدالله (علیه‌السلام) بودی؟! سپس خطاب به زمین نموده و گفتم؛ ای زمین خجالت نکشیدی که حسین فاطمه (علیهما السلام) را بر روی تو سر بریدند؟! و متصل یک خطاب به آسمان و یک خطاب به زمین می‌کردم که ناگهان ندایی آمد. جعفر از اینجا دور شو.
وقتی از آن مکان فاصله گرفتم، آسمان درهم ریخت و صاعقه‌ای آتشبار به قطعه زمینی که به آن خطاب می‌نمودم اصابت کرد و آنجا را شکافت."

آقا شیخ جعفرمجتهدی

/ 6 نظر / 11 بازدید
حسین

درود بر بندگان صالح خدا

عرشیا

سلام دوست عزیز اگه دنبال فیلم و سریال خارجی با قیمت پایین و زیرنویس فارسی می گردی حتما یکسری به ما بزن در ضمن خرید به صورت پستی و می تونی پول رو به مامور پست بدی. با تشکر فروشگاه بیا تو سریال www.bia2serial.com

حامد.ش

يادش به خير کربلا... دلم با کنار گودال انس گرفته بود.. از دو ساعت قبل از نماز جماعت مي نشستم با هدف رزرو که نمازجماعت را کنار پايتخت نماز فراداي جهان آفرينش بخوانم... بنازم به نماز فرادايت حـــســــيــــن!