برای ستاره مادر ستاره...

به نماز اول وقت حرم نرسیدیم. باران می‌آمد. صحن‌هایی را که صف نماز برقرار بود را بسته بودند. رقتیم در یکی از حجره‌های صحن قدس ایستادیم. چشم‌هایت یادی از گذشته کرد و گوشه‌ای را نشان دادی که خاطره‌ای خاص داشتی... از خوابی خوب برایم تعریف کردی. نگاهم به گنبد طلایی بود و گوشم با حرف‌هایت. خوابت آن قدر خوب بود که دلم قرص و محکم شد. هدیه داده بودند. هدیه‌ای که اول بهمن تجلی یافت. حالا علاوه بر دل‌هایمان، نگاه‌هایمان، همدیگر را خواستنمان، دارای یک اشتراک وجودی هستیم. نقطه پیوندی که محبت را در دلم صدها برابر کرده و ثانیه شماری می‌کنم لحظه‌هایی که دور هستم سریع‌تر بگذرد.
این روزها، موعد تجربه کردن حس‌های جدید و تازه است. که بسیاری‌اش را مدیون توام بانوی مهر و ماه! برقرار باشی و پایدار.
روزهای زیادی پیش رو داریم که در آن ستاره باران است. مادر ستاره و دختر ستاره. دلم پر ستاره. کنار و همراه تمام دغدغه‌ها، دل‌شوره‌ها و نگرانی‌ها و امیدهایت هستم.
دعا کن مادر تازه، که خدا دعایت را دوست دارد. دعا کن همه‌مان آخر و عاقبت به‌خیر شویم و دل‌هایمان آرام بگیرد.   

/ 6 نظر / 12 بازدید
فرزام

ارادتمند

قبول باشه نخستين زيارت ستاره خانم. خوش به سعادت هر سه تايي تون!

حامد شيخ پور

قبول باشه نخستين زيارت ستاره خانم. خوش به سعادت هر سه تايي تون!

سمیرا

آنجا كه مي رويد ما را هم دعا ميكنيد؟

صنم

زیارت قبول انشالله سه تایی تو این دنیای ستاره بارون شاد و خرسند باشید

سعید محمد بگی (شانا)

سلام امیرجان قدم "ستاره ات" بر عرصه وجودی که خدایمان آفرید،مبارک. تو امروز بر قله ای فراتر از دیروز خود ایستاده ای و پای در فردایی می گذاری که قله هایش بلند تر از دیروز توست. خوشحالم از این که ستاره ای آسمان هستی ات را نور باران کرده است و خوشحالم از این که تو خوشحالی. زندگی با ستاره آفرین ستاره ات مستدام سعید