همراه احترام برای بانوی داستان . . .

گویا دیگر نفیسه مرشدزاده، سردبیر همشهری داستان نیست. این که می‌گویم گویا، به آن خاطر است که اگر دیگر نباشد، بازهم هست که روحی را در نشریه داستان دمیده است که وقتی نباشد هم هست.

چه حرصی می‌خوردم وقتی داستان را روی کیوسک می‌دیدم که چرا داخل سلفون‌ش نکردند که خاک ننشیند به جلدش. گران‌بهاست و جایش در بهترین طبقه کتابخانه. سخت است و مسوولیت‌آور استفاده از صفت «تر»؛ اما به جرات و با یقین داستان با زعامت مرشدزاده بهترین نشریه کشور بود و نمی‌دانم من بعد هم می‌ماند که دور می‌دانم و می‌بینم.


مرشدزاده مهم‎ترین عامل موفقیت داستان را تصویر ذهنی تیم تحریریه از مجله می‌دانست. این که مخاطب امروز چه می‌خواهد و چه محصولی در فضای حاضر مناسب و جواب‌گوی این نیاز است. 

داستان نقطه قوتی دارد که تمام اجزا در خدمت خوانش بهتر متن است.

وظیفه‌ام است به خاطر تمام حس‌های خوبی که از داستان داشته‌ام، به خاطر چشم‌انتظاری‌های شیرین آن و این که می‌شود بدون کاسبی و تقلا برای شهرت، کاری کرد درست و درمان که بقیه حظ کنند، تمام قد به احترام این بانوی داستان درآر بایستم و کلاه از سر بردارم. سپاس از این همه خط و ربط و خوبی. این حس‌های خوب. برقرار و سلامت باشید.

/ 2 نظر / 15 بازدید
حمید

"بهترین نشریه کشور " کاملاً درسته، حس خیلی خوبی بهم میده من هم بعضی وقت ها جند تا کیوسک میرم که یه دونه تمیزش را پیدا کنم انشاا.. هرجا هستند سلامت و شاد باشند

خیلی خوب